امروزم باز خاطره میشه


+  

از یک جاهایی ادم انگار پر می شود خسته می شود لبریز می شود و درست در همین نقطه تلنگری سریزش میکند و انقدر خالی میشود که انگارمعلق است بین زمین واسمان دلش می خواهد دور شود از همه فکرهاو مشکلات از همه ادمهای خوب دیروز و بد امروز   اما به هر سختی ای هم که شده بلند می شود سینه اش را سپر میکند برای همه ی غمهایش کمرش را صاف میکند برای تحملشان و محکم می شود سخت می شود ثابت میکند به همه دنیا که مرد میخواهد شکستنش.

نویسنده : مریم ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عیدونه

گیلی لی لی لی لی لی سال نوتون مبارک صد سال به این سالها ایشالله صد سال

زنده باشین به به به.خوشمزه

ای بابا 92 ام گذشت با همه خوبیاش بدیاش شادیاش گریه هاش بدبیاریاش موفقیتاش

شکستاش افتادناش و دوباره بلندشدناش قهراش آشتیاش ترساش شجاعتاش ادمایی

که بودن و دیگه نیستن ادمایی که نبودن و حالا هستن اره عزیز جون رفت که رفت حالا

یه صبح دیگس یه روز دیگه یه روز برای شروع دوباره . 364روز تجربه تازه واسه فلان قد

سال دیگه که در انتظارمونه کاش یادمون باشه که یک ساله دیگه هم با همین سرعت

توی یک چشم به هم زدن می گذره پس به قول نمی دونم کی کاش "مواظب خوبیامون

باشیم"  و چیزای بد رو  "رهاش کنیم بره" آرزوی قشنـــــــــــنگ ترینا و بهـــــــــــترینا رو

براتون دارم.

نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٢٩
comment نظرات () لینک

+  

جدیدا احساس میکنم دچار خود درگیری مزمن شدم مدام از خودم ایراد میگیرم و همه کارهامو از آب خوردنم تا رفتارم با دیگران بی دلیل می برم زیر ذربین و اعصابم بیشتر از دست خودم خرد میشه.

پ.ن:امروز همه کمدو کشوهامو ریختم بیرون و مرتبشون کردم شاید افکار خودمم یه سروسامونی بگیرن امیدوارم نتیجه بده.

پ.ن:به قول شاعر گفتنی از بوی بارون پیداست بهار نزدیکه به به

نویسنده : مریم ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٢٢
تگ ها: خودم و بهار
comment نظرات () لینک

+ خوشبختی

یکی از سوالایی که همیشه تو ذهنم بوده هست وخواهد بود اینه که ادما خوشبختی رو تو چی میبینن خیلیل اعتقاد کامل و راسخ دارن که پول کلمه خوشبختی اور دنیاست یعنی هیچ نداشته باش فقط پول داشته باش تویه ادم خوشبختی!!!خوب من مخالفم با این قضیه البته اونقدر ادم خوش و رویایی فکر کنی نیستم که بگم پول توی زندگی نقش نداره ولی میگم پول اسایش اوره نه خوشبختی اور.من میگم ادم در لحظه ها خوشبخته یعنی وقتی برای حتی یک لحظه از ته ته دلت احساس کنی حالت خوبه حالا این حال خوب میتونه به وجود بیاد وقتی بعد مدتها چشم انتظاری بالاخره بارون بباره وبوی نمش تک تک سلولای بدنت رو بغل کنه یا بعد از مدتها مجله مورد علاقه ات رو بعد از کلی گشتن پیدا کنی یا هزارتا چیز دیگه که ثانیه های زندگی تو پر خنده میکنه به قول اون فیلمی که یادم نیست چی بود حالتو خوب میکنه به همین سادگیلبخند

نویسنده : مریم ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱٦
comment نظرات () لینک

+ زنده بمون

شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..
نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.
زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.
هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.
در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.
سفید بپوش.
آب نبات چوبی لیس بزن.
بستنی قیفی بخور.
به کوچکتر ها سلام کن.
شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.
زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.
به دوست های قدیمیت تلفن بزن.
شنا کن.
هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مریم ; ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
تگ ها: زندگی
comment نظرات () لینک

+ رنگی

لحظه هاتون رنگی رنگی

 

 

 

 

 

نویسنده : مریم ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ یه اتفاق خوب

وقتی صبح با صدای مامانت بیدار میشی که میگه «وای خاک بر سرم پاشید خونه رو   اب برد» و تو مثله برق پامیشی و میبینی پات تا رو مچ توی ابه  وبعد از تو کل خانواده پامیشن و دست اخر همه میفهمید که لوله ماشین لباسشویی سوراخ شده وقطره قطره خونه رو اب گرفته و تو نگاهت به کیفت میفته وتازه میفهمی  علاوه بر کله فرشای خونه کیف تو هم با همه ی مایتعلق ش خیس شده وکتابای عزیزت همه به یه سری برگه خیس به هم چسبیده تبدیل شده تازه یادتت میوفته که یه روز نحس به تمام معنا(از نظر درسی از قبیل حسابان و هندسه وعربی و شیمی) منتظرته وبا وجودبرفی که تا مچه پاتو تو خودش فرو میبره باید بار و بندیل خیست رو بریزی تو یه کیف  دیگه وراهی شی به هزار جور بد وبیراه که نثار رییس محترم اموزش و پرورش میکنی (که حالا گفتن نداره که چه ها که گفتم و چه نفرینای دامنگیری که نثارش نکردم حالا بماند) راهی میشی و وی راه 100 تا صلوات نذر میکنی که ااای خدا یعنی میشه تعطیل شه ووقتی میرسی ودر حال انجام مراسم دلگرم کننده غرزنون با دیگر دوستان با مرام هستی میان ومیگن (البته با جیغ و داد وهوار واندکی اشک شوق)که تعطیله و تو اولش باورت نمیشه ولی بعد همه میریزن دم در مدرسه واز ته ته دل میخندن و  ذوق زدان وتو فکر میکنی «حالا چه جوری 100تا صلوات رو بفرستم» ویاد همه ی  نذرهای قدیمی و انجام ندادت میفتی و رو به ادم برفی شدنی که داداش جانت میاد دنبالت و گرمای دوست داشتنی ماشین داداشت جانت با تمام زورش تو رو توی بغل خودش میگیره و خیابونای برفی و شاید ادمایی که هنوز از خواب بیدار نشدن تابدونن خدا برای یه دختری که فکر میکرد امروز مزخرف ترین روزدنیاست یه اتفاق خوب با طعم سفیدی برف فرستاده وتویی که پشت لپ تاپت با یه لیوان چای داغ نشستی و مینویسی تا همه بدونن که امروزم خاطره شد یه اتفاق خوب خیلی خوب

نویسنده : مریم ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٥
تگ ها: برف و اتفاق خوب
comment نظرات () لینک

+ یک اجر کم است

تا حالا چند بار شده که برای رسیدن به چیزی که به شدت مورد علاقه مون هست

تمام تلاشمون رو بکنیم تا بالاخره بهش برسیم و از ته دلمون احساس ذوق وشادی

کنیم؟؟؟نیشخند

حالا بیایید  فکر کنیم چند بار شده با وجود اینکه چیزی رو حالا چه کم و چه زیاد

می خواستیم ولی فقط به خاطر وجود یک سری مشکلات کوچیک و بزرگ یا شاید

نبود شرایطی که حتی با کمی تلاش فراهم میشد دست از اون ارزو یا... برداشتیم

و به قول معروف گفتنی قیدش را زدیم.افسوس

بدون شک برای هممون این اتفاق افتاده و بارها هم تکرار شده و بعدها (شاید چند

روز بعد یا چند سال بعد ویا...) با خودمون گفتیم اخ اگه اون موقع اینکار رو میکردم

اونوقت الان... اما خودمون هم میدونیم که این اماها و ای کاش ها چیزی را تغییری

اما ای کاش(اینبار شاید ای کاش تغییری ایجاد کرد کسی چه میداندچشمک)اما به قول

پائولو کوئیلو "بیاییم به خاطر کمبود یک اجر طرح زندگیمان را به کلی از شکل

طبیعی اش نیندازیم."

 

 

نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱۳
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد